حکایت وروایت 1

توبه نَبیره شیطان و ارتباط با انبیاء
حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّهعلیهم حکایت فرماید:
روزى پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله در بین کوه هاىمکّه قدم مى زد، چشمش افتاد به مردى بلند قامت ، به او فرمود: تو از جنّیان هستى ،اینجا چه مى کنى ؟
گفت : من هام فرزند هیثم فرزند قیس فرزند ابلیس هستم .
حضرت فرمود: بین تو و ابلیس دو پدر فاصله است ؟
گفت : آرى ؛ فرمود: چند سالعمر کرده اى ؟
پاسخ داد: به مقدار عمر دنیا، آن روزى که قابیل ، هابیل را کشت ،من نوجوان بودم و مى شنیدم که آن دو چه مى گویند؛ و کار من این بود که بین افرادتفرقه و دشمنى ایجاد مى کردم ، و بر بام خانه ها و سر دیوارها مى رفتم و شور و شیونبه راه مى انداختم ، و سعى داشتم که افراد صله رحم نکنند، نیز خوراک و طعام انسانها را فاسد مى گرداندم .
حضرت رسول صلوات اللّه علیه فرمود: کارهاى بسیار زشت وخطرناکى را انجام داده اى .
هام گفت : مدّتها است توبه کرده ام و توسّط حضرت نوحعلیه السلام هدایت گشتم و سوار کشتى او شدم ، من همراه حضرت هود علیه السلام ، درمسجد هنگام عبادت با دیگر مؤ منین حضور داشتم ، و با حضرت إ لیاس علیه السلام درجریان ریگ هاى بیابان بودم ؛ و آن هنگامى که خواستند حضرت ابراهیم علیه السلام رادر آتش بیندازند حضور داشتم ؛ و چون خواستند حضرت یوسف علیه السلام را به چاهافکنند کنارش بودم ، او را در بغل گرفته و آهسته در چاه نهادم ، هچنین در زندان ،مونس و همدم او بودم .
و نیز مدّتى با حضرت موسى علیه السلام بودم و مقدارى ازتورات را به من تعلیم نمود و فرمود: چنانچه حضرت عیسى را ملاقات کردى ، سلام مرا بهاو برسان ، و حضرت عیسى علیه السلام مقدارى از انجیل را به من تعلیم داد و سپسفرمود: سلام مرا به حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله برسان .
پس یا رسول اللّه ! سلام حضرت عیسى بر تو باد.
رسول خدا صلوات اللّه علیه فرمود: سلام خدا بر اوباد و نیز سلام بر تو که سلام رسان هستى ، اى هام ! چنانچه خواسته اى دارى ،بگو؟
هام گفت : آرزوى من آن است که خداوند تو را براى هدایت و نجات امّت نگهدارد و این که امّت ، صادقانه مطیع وصىّ و خلیفه ات باشند، چون که امّت هاى گذشتهبه جهت مخالفت و دشمنى با اوصیاى پیغمبرانشان هلاک شدند و تقاضاى دیگر من آن است کهمقدارى از قرآن را به من بیاموزى تا در نماز بخوانم .
حضرت رسول به امام علىّعلیهماالسّلام فرمود: یا علىّ! هام راتعلیم ده و با او مدارا کن .
هام اظهارداشت : یا رسول اللّه ! این شخص کیست ؟ تا همدم او باشم ، چون جنّیان فقط تابعپیغمبر و یا خلیفه او هستند.
حضرت فرمود: اى هام ! خلیفه دیگر انبیاء چه کسانىبودند؟
گفت : خلیفه آدم فرزندش شیث بود، خلیفه نوح سام ، خلیفه هود یوحنّا پسرعموى هود بود و خلیفه ابراهیم اسماعیل ، خلیفه اسماعیل اسحاق ، خلیفه موسى یوشع ،خلیفه عیسى شمعون ، و این ها خلیفه پیغمبران خود گشتند، چون زاهدترین افراد نسبت بهدنیا و راغب ترین آن ها در آخرت بودند.
پیامبر خدا فرمود: در کتاب هاى آسمانى چهکسى خلیفه من معرّفى شده است ؟ گفت : در تورات ، شخصى به نام((ایلْیا)) ذکر شده ؛ پس حضرتفرمود: این شخص ، همان((ایلیا)) است ؛ و یکى از نام هاى دیگر او، حیدر است .
سپس هام برحضرت علىّ علیه السلام سلام کرد.
پس از آن حضرت علىّ علیه السلام بعضى از سورههاى قرآن را به هام نبیره شیطان تعلیم نمود.

 

/ 0 نظر / 13 بازدید