راهنمایی امام سجاد(ع) برای کسانیکه دوست دارند همیشه عزیز باشند

امام حسن عسکرى(ع) به نقل از جدّ بزرگوارش امام باقر(ع) نقل کرده‌اند:

روزى یکى از اصحاب به نام محمد بن سلم بن شهاب زُهَرى در حالى که خیلى غمگین و افسرده خاطر بود، به محضر امام زین العابدین(ع) وارد شد.همین که امام(ع) چشمش به او افتاد، فرمود: چرا این چنین غمناک و ناراحت هستى؟

زُهَرى اظهار داشت: یابن رسول اللّه! ناراحتى‌هاى بسیارى از سوى دوستان و آشنایان، یکى پس از دیگرى بر من وارد شده است.از طرفی حسودانی که نمی‌توانند رفاه و آسایش مرا ببینند، به زندگانی من طمع دارند، و حال‌آنکه به بعضی از آنها احسان و خدمتهای فراوانی کرده‌ام. رفتار و گفتار آنها مرا ناراحت و غمگین می‌کند.از طرفی دشمنان و بدخواهان، موجب ناراحتی من می‌شوند.عده‌ای هم که خود را از دوستان قلمداد می‌کردند و محبتهای فراوانی به آنها کرده‌ام و از آنها انتظار دوستی داشتم، اینک مزاحم من هستند.

امام سجّاد(علیه‌السّلام) فرمود: اى زُهَرى! زبان خود را کنترل کن و هر سخنى را هر جا و پیش هر کسى نگو؛ و چنانچه رعایت حال اشخاص را بنمائى، تمام افراد خاطر خواه تو خواهند بود و با تو دشمنی نخواهند کرد.

زُهَرى عرض کرد: یابن رسول اللّه! من هیچگاه از امکانات خود دریغ نکرده و به گفتار و سخنانم به آنها کمک و احسان کرده‌ام.

امام(ع) فرمود: مواظب باش که خودخواهى و غرور تو را نگیرد، و دقّت نما، آنچه را که مى‌گوئى دلنشین باشد، فکر نکن هر آنچه مى‌شنوى زشت و باطل است، همیشه در کار و سخن دیگران اندیشه و توجّه نما و سعى کن تا از خود سِعه صدر نشان دهى.

سپس امام(ع) افزود: هر کس در مسائل گوناگون زندگى و اجتماعى عقل خود را به کار نیندازد و با چشم و گوش بسته حرکت کند، سریع به هلاکت و ضلالت مى‌افتد.

[آنگاه امام(ع) یک دستور و سرمشق اساسی و بنیانی به زُهری داد که با عمل به آن، کردار و رفتار مردم او را ناراحت و افسرده خاطر و مهموم و مغموم نسازد].

امام(ع) فرمود: اى زُهرى! چه اشکال دارد که تمام مسلمانها را همانند اعضای خانواده و بستگانت حساب کنى، آنهائى که از تو بزرگتر هستند همچون پدر، آنهائى که کوچکترند چون فرزندانت؛ و آنهائى هم که هم‌سنّ و هم سطح خودت باشند همچون برادرانت به شمار آیند و با آنها به مهربانی و صمیمیّت برخورد کنی.آیا دوست دارى که در حقّ هیچیک از اعضای خانواده‌ات تجاوز و ظلمى شود؛ و یا گزندى به یکى از آنها وارد گردد؛ و آن که بى جهت آبرویش ریخته شود؟

اگر شیطان ملعون تو را وسوسه کرد که بر یکى از مسلمانها برترى و فضیلت دارى، به خودت تلقین کن آنکه از تو بزرگتر است بگو او قبل از من مسلمان شده و ایمان آورده و بیش ‍ از من کار خیر و عمل صالح انجام داده است پس او بر من فضیلت و برترى دارد.و اگر از تو کوچکتر باشد، بگو من بیش از او گناه و معصیت کرده و خطاکارم؛ پس او از من بهتر و برتر مى‌باشد.

و امّا آن که هم ردیف و هم سطح تو باشد، بگو من به گناهان خود مطمئنّ هستم؛ ولى نسبت به او مشکوک هستم و یقین به گناه او ندارم پس من از او بهتر نیستم.

و چنانچه مسلمانها تو را تعظیم و احترام کنند، بگو آنها با معرفت و با ادب هستند؛ و چنانچه تو را کوچک شمردند و تحقیرت کردند، پس بگو در اثر خلافها و لغزشهای خودم مى‌باشد و من خود را مقصّر در بى اعتنائى آنها نسبت به خودم مى‌دانم.

و اگر در جامعه، این چنین معاشرت کنى و با این روش و اندیشه برخورد و حرکت نمائى، بهترین زندگى را خواهى داشت و همیشه در آرامش خواهی بود، و دوستانِ پرمحبّت و دلسوز تو بسیار خواهند شد، و دشمنان و مخالفین کمترى را خواهى یافت.

سپس امام(ع) فرمود: این نکته را هم توجه داشته باش که مردم آن کسی را مورد توجّه و احترام قرار می‌دهند که بیشترین خیر را به هم نوعان خود برساند گرچه هیچ خیرى به او نرسیده باشد؛ و از مردم چیزی نخواهد و خود را از تمام افراد بى نیاز بداند و چشمداشتى به کسى نداشته باشد.

زیرا أهل دنیا به اموال خود عشق مى‏ورزند، پس هر کس مزاحم معشوقه‌ی ایشان نشود، بر ایشان کرم کرده، و هر کس علاوه بر عدم مزاحمت، چیزى به اموالشان نیز اضافه کند عزیزتر و کریمتر بر ایشان مى‏باشد.

کسانی که در این مسیر گام بردارند، همشه در جامعه محبوب و عزیز هستند.

منبع: ‌احتجاج 2: 319 (با ترجمه آزاد)

 

/ 0 نظر / 8 بازدید