دانستنیهایی در مورد جن و اجنّه

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏»(ذاریات: 56)

و من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادتم کنند(و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند).

«سَنَفْرُغُ لَکُمْ آیُّهَ الثَّقَلانِ»(الرحمن: 31)

«ای گروه جنّ و انس به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت».

«جنّ» در لغت؛ به معنای «پوشیده شده» است؛ و چون جنّ از چشم انسانها مخفی و پوشیده است، به آن جنّ می‌گویند، و به دیوانه، «مجنون» می‌‌گویند، چون عقل او پوشیده شده است، و به نوزاد در شکم، جنین می‌‌گویند، چون داخل رحم مادر است و مخفی است.

«جنّ» در عرف قرآن، موجودی است با شعور و اراده، که به اقتضای طبیعتش از حواس بشر پوشیده می‏‌‌باشد و مانند انسان مکلّف و مبعوث در آخرت است و مطیع و عاصی و مؤمن و مشرک و... و خلاصه دوش به دوش انسان است.

تنها فرقشان این است که انسان، محسوس و جن، نامحسوس است و شاید بعضی فرق‏های مختصری هم داشته باشند.

در مورد شناخت کامل‏‌‌تر این موجود، آیاتی نازل شده و روایاتی ذکر شده است که با استناد به این آیات و روایات، کیفیت، ویژگیها و اوصاف آن‌‏ها را ذیلاً بررسی می‏‌‌کنیم:

1. جنّ یکی از دو موجود پرارزش (ثقلان) روی زمین است، دقت و تأمل در آیه 31 سوره الرحمن این مطلب را روشن‏‌‌تر می‏‌‌کند:

«سَنَفْرُغُ لَکُمْ أیَّهَ الثَّقَلانِ»؛ «ای گروه جن و انس به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت».

2. جنّ از لحاظ رتبه زمانی، اولین «ثَقَل» است[قبل از انسان خلق شده است] «و الجانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ...» و از لحاظ رتبه مقامی، دومین «ثقل» است، زیرا انسان، اشرف مخلوقات است.

3. ماهیت آن، از آتش است «وَ خَلَقَ الجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ»(الرحمن:15)؛ «جنّ را از مخلوطی از آتش آفرید».

4. خلقتش بر خلقت انسان تقدّم دارد اما این که چه مقدار است، ظاهرا دلیل محکمی در دست نیست. برخی گفته‌‌‌اند: بین خلقت جنّ و خلقت آدم، شش هزار سال و برخی گفته‌‌اند هفت هزار سال فاصله بوده است.

آیه «27 سوره حجر» دلالت بر تقدم خلقت جن بر انس دارد. همچنین در اکثر آیات قرآن، کلمه جنّ جلوتر از انس آمده که این خود شاهد مدعاست.

5. جنّیان دارای علم، ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند(آیات مختلف سوره جن).

6. دارای تکلیف و مسؤلیت هستند(آیات سوره جنّ و الرّحمن).

7. گروهی از آن‏ها مؤمن صالح و گروهی کافرند. «وَ اِنّا مِنّا الصّالِحوُنَ وَ مِنّا دوُنَ ذلِک»(جنّ: 11).

8. آنها با بعضی انسان‌‌‏ها ارتباط برقرار می‏‌‌کنند و با آگاهی محدودی که نسبت به بعضی از اسرار نهانی دارند به إغوای انسان‌‌‏ها می‏‌‌پردازند(جنّ: 6).

9. خدا را عبادت می‏‌‌کنند، «وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدوُنِ»(ذاریات: 56).

روز قیامت به جنّ مانند انسانها گفته می‏‌‌شود آیا پیامبران نیامدند؟ آیا شما را از این روز بیم ندادم؟ هر دو بر کفر خود گواهی دهند. «آیه 130 از سوره انعام» صریح است در اینکه جنّ، مکلف است و همچون انسان، کافر می‏‌‌شوند و پیامبرانی از خود دارند و با مراجعه به سوره جنّ و آیات 29 و 32 سوره احقاف، چنین بر می‏‌‌آید که حضرت رسول(ص) بر آنها پیامبر است.

در خصوص اینکه چگونه عبادت می‏‌‌کنند و آیا مسلمانان آنها نیز مانند انسان، نماز می‏‌‌خوانند و روزه می‏‌‌گیرند و یا اینکه عبادت ایشان به نحوه دیگری است؟ ظاهرا دلیل نقلی دردست نیست، اما از آنجایی که آن‌‌‏ها همراه انسان مورد امر الهی قرار گرفته و مکلّف به عبادت هستند و از طرفی پیامبران آنها همان پیامبران انسان‌‌‏ها هستند و پیامبر ما، پیامبر طایفه جنّ نیز است، بعید به نظر نمی‏‌‌رسد که عبادت آنها همچون انسان‌‌‏ها بوده و به تناسب نوع خلقتشان و عالم حیاتشان به پرستش خداوند مشغول باشند.

10. مانند انسان‌‌‏ها مرگ و میر دارند و گروهی جای گروهی را می‏‌‌گیرند.(فصّلت: 25)

11. در میان آنها افرادی یافت می‏‌‌شود که از قدرت زیادی برخوردارند همان‌‏گونه که در میان انسان‌‌‏ها چنین است. در سوره نمل، آیات 17 تا 39، لشکرکشی حضرت سلیمان به مملکت «سبأ» نقل شده و در آنجاست که عده‏‌‌ای از جنّ جزء لشگریان او بودند و عفریتی از جنّ به او گفت: من تخت ملکه را پیش از آن که از جای خود حرکت کنی نزد تو می‏‌‌آورم.

 

12. آنها مانند انسان، قدرت بر انجام کار دارند. با وجود خلقت لطیفی که دارند، برای حضرت سلیمان که آنها را به امر الهی مسخّر کرده بود، کار می‏‌‌کردند. کاخ‌‌‏ها، تمثال‌‌‏ها و کاسه‌‌‏های بزرگ می‏‌‌ساختند. پس از مرگ حضرت داود(ع)، فرزندش حضرت سلیمان(ع) جانشین او شد و خداوند به او فرمان داد تا ساختمان بیت‏‌المقدس را تمام کند. حضرت سلیمان، آدمیان، جنیان، و شیاطین را جمع کرد و کارها را میان آنها تقسیم کرد و هر گروهی را مأمور به انجام کاری کرد.

جنّیان را برای به‌‌‏دست آوردن سنگ‏‌های مرمر سفید صاف از معادن مأمور کرد و پس از ساختن شهر بیت‌‏المقدس، جنّیان را به چند دسته تقسیم کرد: گروهی را مأمور استخراج سیم و زر از معادن؛ و گروهی را مأمور در دریاها و بیرون‏‌آوردن انواع مرواریدها و گوهرها و گروهی دیگر را مأمور کرد برای او مشک و عنبر و سایر مواد خوشبو را فراهم آورند.

13. مانند سایر موجودات زنده؛ نر و ماده دارند و این موضوع در آیه 36 سوره «یس» قابل تأمل و دقت است. آیه می‏‌‌گوید: نباتات و انسانها، نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمی‏‌‌دانیم، نر و ماده دارند و عبارت «وَ ممّا لا یَعْلَموُنَ»؛ جنّ را نیز شامل می‏‌‌شود ولی ما کیفیت آن را نمی‏‌‌دانیم. همچنین در سوره جن از قول آنها نقل شده که می‏‌‌گفتند: مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه می‏‌‌بردند(جن: 6). چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جنّ هم وجود دارند.

14. طبق آیات قرآن، مانند انسان توالد و تناسل دارند و در چند آیه در وصف حوریان بهشتی آمده است: «حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن، دست نزده است»(الرحمن: 74).

این آیه به وضوح دلالت دارد بر این که جنّ هم آفرینش دو جنسی دارد و تکثیر نوع آن به وسیله مقاربت نر و ماده صورت می‏‌‌گیرد، اما در کلام وحی، درباره مقاربت آنها سخنی به میان نیامده است.

روایاتی نیز در این رابطه در دست می‏‌‌باشد که از جمله آنها بخشی از وصیّت پیامبر اکرم(ص) به حضرت علی(ع) است که فرمودند: «ای علی در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مکن، زیرا جنیان در این سه شب برای مقاربت پیش زنان خود می‏‌‌روند...».

15. از آنجایی که موجودات لطیفی هستند، در شرایط عادی و در هر زمانی نمی‏‌‌توان آنها را دید. اما جنیان، ما انسانها را می‏‌‌بینند، چنانکه درباره برحذرداشتن بنی‏آدم از شیطان و أتباع او آمده است(اعراف: 27).

16. آنها از نظر قرآن «شیاطین» نام دارند. یکی از مواهبی که خداوند به حضرت سلیمان(ع) بخشید، تسخیر شیاطین یعنی همان جنیان سرکش و متمرّد بود به طوری که در مسیر سازندگی و استخراج منابع گرانبها قرار گرفتند.

17. روز قیامت محشور می‏‌‌شوند.(انعام: 128).

18. آیات قرآن را استماع می‏‌‌کردند.

19. به زبان قرآن آشنایی دارند.

20. تفاوت بین کلام عادی و کلام اعجاز آمیز را می‏‌‌دانند.

21. خود را موظف به تبلیغ می‏‌‌دانند.

22. به اعجاز قرآن اعتراف می‏‌‌کنند.

23. مثل انسانها اصل اختیار و آزادی بر آنها حاکم است.

24. یقین دارند که نمی‏‌‌توانند بر اراده خداوند در زمین غالب شوند و نمی‏‌‌توانند از پنجه قدرت او فرار کنند.

25. دارای شعور و اراده هستند.

26. ایمانشان به خداوند متعال ایمان توحیدی است، یعنی مؤمنانِ آنها أحدی را شریک خدا قرار نمی‏‌‌دهند.

27. مؤمنانِ آنها مشرکین انس و جن را تکذیب می‏‌‌کنند.

28. منحرفینِ آنها هیزم جهنم هستند.

29. مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم‌‌‏الأنبیاء(ص) از تلقّی اخبار غیبی آسمانی و استراق سمع برای به دست آوردن آن ممنوع شدند.

30. دارای عقاید مختلف بوده و عده‌‌‏ای از آنها فاسق و فاجر و ظالم هستند و عده‌‌‏ای از آنها صالح و مؤمن و اما این که آنها مانند انسانها، شیعه و غیر شیعه هم دارند، شواهدی وجود دارد که صحّت این مطلب را تأیید می‏‌‌کند. زیرا در روایات بسیاری از لسان اهل‌‏بیت(ع) عده‏ای از جنیان به عنوان شیعه معرفی شده‌‏اند.

از آن جمله است روایتی که ابوحمزه ثمالی نقل کرده و گفته است: «روزی جهت شرف‌‌‏یابی به حضور امام باقر(ع) اجازه خواستم، گفتند که عده‏ای خدمت آن حضرت هستند. لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی‏‌‌شناختم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم: فدایت شوم الآن زمان حکومت بنی‌‌‏امیّه است و شمشیرهای آنها خونریز می‏‌‌باشد(یعنی ورود افراد ناآشنا برای شما خطرناک است!)

امام(ع) فرمودند: «ای اباحمزه اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند آمده بودند تا از مسائل دینی خود سؤال کنند.

از برخی از بزرگان نقل شده است که بعضی از جنیان حتی مقلّد مراجع بوده‌‏اند و مسائل خود را از آنان می‏‌‌پرسیده‌‏اند. مثل مرحوم حاج میرزا حسین و حاج میرزا خلیل از مراجع صدر مشروطیت، که یکی از جنیان به صورت شخص عادی در سرداب منزل به حضور ایشان می‏‌‌رسیده و مسائل مربوط را می‏‌‌پرسیده است.

31. دین حضرت موسی(ع) را قبل از اسلام تأیید و تصدیق کردند. وقتی تنی چند از آنان برای شنیدن آیات قرآن نزد رسول خدا(ص) رسیدند به سوی قوم خود برگشتند و گفتند: «ما گروه جنیان آیات کتابی را شنیدیم که پس از موسی(ع) نازل شده است...»(احقاف: 30).

32. آنها دارای مکان هستند، ولی به این معنا نیست که مانند انسان یک فضای خاصی از ماده خاکی را اشغال کرده‌‏اند و خانه‌‏هایی چون خانه انسان و امکاناتی مثل انسان دارند و چون نوع خلقت آنها با حقیقت خاکی انسان تفاوت دارد، طبیعی است که محل زندگیشان متناسب با حقیقت آنهاست که به‌‏طور قطعی مکان مشخصی از آنها به دست نمی‏‌‌دهند. ما در اینجا به یک نمونه از آن اشاره می‏‌‌کنیم.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که فرمودند: «در وادی شُقْره(بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است) نماز نخوان زیرا در آنجا منازل جنّ است».

در غرب شهر مکه، مسجدی وجود دارد به نام «مسجد الجنّ» که محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است حاجیان در آن مسجد رفته و دو رکعت نماز بجا آورند.

33. آنها می‏‌‌خورند و می‏‌‌آشامند زیرا مانند انسان نیاز به رشد و تولید مثل دارند و طبیعی است که تغذیه نیز داشته باشند. اما این که از چه چیزهایی تغذیه می‏‌‌کنند؛ از روایات چنین بر می‏‌‌آید که آنها از بازمانده غذای انسان و مغز استخوان استفاده می‏‌‌کنند. چنانکه «ابن بابویه» نقل کرده است: «گروهی از طایفه جنّ خدمت پیامبرخدا(ص) شرفیاب شدند و عرض کردند ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.

و نیز امام صادق(ع) می‏‌‌فرماید: «استخوان و ضایعات غذای جنیان است».

34. مانند انسان می‏‌‌خوابند. از آیه 255 سوره بقره چنین استنباط می‏‌‌شود که تنها ذات اقدس احدیت است که نمی‏‌‌خوابد و همه مخلوقات از خواب ناگزیرند. چنانکه در روایت آمده امام صادق(ع) فرمودند: «به غیر از خداوند متعال؛ همه خواب دارند حتی فرشتگان».

35. به محضر ائمه(ع) می‏‌‌آیند و مسائل دینی خود را می‏‌‌پرسند.

در اصول‌‌‏کافی(ج1، ص394) بابی تحت عنوان «جنّ در محضر ائمه(ع)» وجود دارند و در این باره هفت حدیث نقل شده؛ از جمله «سدیر صیرفی» نقل می‏‌‌کند که امام باقر(ع) در مدینه به من سفارش‌‌‏‌‌هایی فرمود. از مدینه بیرون رفتم در میان راه «روحا»(محلی است چهل یا سی میلی مدینه) بودم که مردی با لباس خود به من اشاره کرد. به سوی او برگشتم و خیال کردم که تشنه است.

ظرف آب را به او دادم گفت: نیاز به آب ندارم، نامه‏ای به من داد که جوهر آن خشک نشده بود. ملاحظه کردم مهر امام باقر(ع) بود، گفتم: این نامه را چه زمانی به تو داد؟ گفت: الآن. در نامه دستورهایی بود. چون متوجه آن مرد شدم، دیدم کسی نیست، بعد از امام باقر(ع) به مکه آمدند، به حضرت عرض کردم: فدایت شوم، مردی نامه شما را آورد که مهرش خشک نشده بود، فرمود: ای «سُدیر» ما خدمتکارانی از جنّ داریم، وقتی بخواهیم کاری به فوریت انجام پذیرد، آنها را می‌‌فرستیم.

رانده شدن جنّ

رانده شدن جنّ از آسمان، یکی از مطالب قابل دقت قرآن است.

آیات 8 تا 10 سوره جنّ، مبیّن این مطلب است که جن قبلاً محل‌‌‌‏هایی در آسمان برای استراق‌‏‌سمع داشته‌‌‏اند و سپس دیده‌‏اند که آسمان پر از نگهبان و شهاب است و شهاب در کمین آنهاست که استراق‌‏سمع می‏‌‌کنند، پیش خود گفتند: نمی‏‌‌دانیم آیا خداوند در اثر این تحول، رشد و کمالی برای اهل زمین اراده کرده و یا بلایی به آنها خواهد رسید.

در روایات اهل‌‏بیت(ع) منقول است که این تحول بعد از ولادت رسول خدا(ص) اتفاق افتاد و از اهل سنت آن را در وقت بعثت آن حضرت گفته‌‏اند و آن را در مجمع‌‌‏البیان ذیل آیه 18 سوره «حجر» از ابن عباس و در سوره «جنّ» از بلخی نقل کرده است.

در «تفسیرصافی» در سوره «جنّ» از کتاب احتجاج از حضرت امام صادق(ع) نقل شده: این ممنوعیت برای آن بود که در زمین چیزی مانند وحی از خبر آسمان نباشد و آنچه از جانب خداوند آمده باشد، اشتباه نگردد...

ناگفته نماند آیات قرآن دالّ بر آن است که در آسمان محلی برای دانستن اسرار خلقت و کارهای آینده‌‌ی روی زمین وجود دارد که جنّیان به آن‌‏جا نزدیک می‏‌‌شده‌‏اند.

عده‏ای از دانشمندان مسلّم گرفته‌‏اند که پیام‌‏های مرموزی به طور مرتب و موج‏‌های منظّم از آسمان به زمین ارسال می‏‌‌گردد و آن را «بی‌‏سیم کیهانی» نام گذاشته‌‏اند.

«کارل جانسکی» در سال 1932 میلادی 8 ماه مراقب گرفتن این پیام‏‌ها با بی‏سیم خود شد و دید هر شب چهار دقیقه از شب قبلی زودتر ارسال می‏‌‌گردد و آن به واسطه این بود که گردش زمین به دور خورشید موجب می‏‌‌شود غروب و طلوع ستارگان هر روز چهار دقیقه زودتر از روز قبل باشد.

در پایان سال 1933 میلادی، سمیناری از متخصصین این علم منعقد شد. جانسکی در این سمینار طی بیانیه‌‏ای از مشاهدات خود پرده برداشت و متذکر شد که در ستارگان موجوداتی می‏‌‌باشند که قادر به تکلّم هستند و این پیام‏های آسمانی که با تلسکوپ‏‌های بی‌‏سیم قابل دریافت هستند، انسان را در شناخت هر چه بیشتر جهان کمک می‏‌‌کنند...

در فوریه سال 1942 دلائلی بر صحت نظر جانسکی اضافه شد؛ زیرا دیده شد که یک سلسله پیام‏‌های فضایی، کار جهت‌‏یابی راداری را که در انگلستان به کار گذاشته شده بود، متوقف کرد.

دانشمندان پس از کوشش فراوان بالاخره دریافتند که این وقفه در اثر یک سری پیام‌‏های تلگرافی است که از یک سوی ناشناخته از ماورای افق بوده است و فعلاً این مطلب را دانشمندان تقریبا مسلّم گرفته‌‏اند.

ولی از نظر قرآن مجید چنانکه در سابق اشاره شد، این مطلب مسلّم و حتمی است.

نویسنده کتاب فوق عقیده دارد که جنّ برای شنیدن چنین اصواتی به آسمان نزدیک می‏‌‌شدند، نه برای شنیدن وحی؛ زیرا وحی را جز کسی که به او وحی می‏‌‌شود، کسی نمی‏‌‌شنود.

خلاصه؛ آیات قرآن روشن می‏‌‌کند که جنیان می‏‌‌کوشیدند تا آسمان را رصد کنند و اسرار آن را به دست آورند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده مطلع شوند.

آری! این بود اوصاف و ویژگیهای جنّ از دیدگان قرآن و عترت(علیهم‏‌‌السلام) اما افراد ناآگاه که نتوانسته‌‏اند حقیقت جنّ را حداقل تا حدودی بشناسند، ره افسانه زدند و خرافات زیادی درباره این موجود ساختند که با عقل و منطق سازگاری ندارد.

وجود جن

کیفیت خلقت و آفرینش جنّ

اقسام و انواع جن

اقسامی از جن که حضرت سلیمان به اشکال مختلف دید

اقسام دیگری از اجنّه

معرفی اجمالی اجنه‌‌ای از قبیل: «غول»، «أم صبیان»، «سِعلاة»، «عفریت»، «همزاد» و ...

محل سکونت و زندگی اجنّه

غذای جنّ و نحوه غذا خوردن جنّ

اجنه مؤمن و کافر

درخواست اجنه برای کمک به امام حسین(ع) و گریه آنها بر امام حسین(ع)

تسخیر جن

کارهای شیطان و آنچه مربوط به اوست

تصرف شیاطین در چشمها و بدن انسان

برخی مطالب مربوط به شیطان ملعون

 

وجود «جن»

با توجه به آنچه در قرآن کریم و احادیث اهلبیت(ع) آمده است، یکی از مخلوقات خداوند متعال روی زمین، موجودی به نام «جن» است.

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏»(ذاریات: 56)

و من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادتم کنند(و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند).

«سَنَفْرُغُ لَکُمْ آیُّهَ الثَّقَلانِ»(الرحمن: 31)

«ای گروه جنّ و انس به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت».

«جنّ» در لغت؛ به معنای «پوشیده شده» است؛ و چون جنّ از چشم انسانها مخفی و پوشیده است، به آن جنّ می‌گویند، و به دیوانه، «مجنون» می‌‌گویند، چون عقل او پوشیده شده است، و به نوزاد در شکم، جنین می‌‌گویند، چون داخل رحم مادر است و مخفی است.

پس اینکه برخی گمان می‌‌کنند جن یک موجود خیالی و توهمی است، چنین نیست، بلکه موجودی واقعی و خارجی است. لکن بخاطر کیفیت خلقتی که دارد، با چشم عادی بشر قابل مشاهده نیست.

کیفیّت خلقت و آفرینش «جن»

ابوبصیر از امام صادق(ع) سؤال کرد خداوند متعال آدم را چگونه خلق کرد؟

امام صادق(ع) در جواب از این سؤال[قبل از بیان ذکر خلقت آدم، به بیان کیفیت خلق موجودات، از جمله جن قبل از خلقت انسان پرداختند و] فرمود:

وقتی خداوند متعال «آتش سَموم» را خلق کرد -که «آتش سَموم» آتشی است که نه حرارت دارد و نه دود-، از آن آتش، جانّ را خلق کرد.

و این معنای همین کلام خداوند است که در قرآن فرموده: «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ».

آنگاه آن جانّ را به نام «مارِج» نامید. سپس از جانّ، همسرش را به نام «مارجة» آفرید. آنگاه پس از آمیزش جانّ با همسرش، فرزند دیگری به نام جانّ، متولد شد. آنگاه از این جانّ فرزند دیگری متولد شد، که آن را جنّ نامید.

آنگاه از این جنّ، گروه‌‌ها و طائفه‌‌های متعددی ایجاد شد که ابلیس ملعون هم از اینهاست.

آنگاه جانّ دائما در حال ایجاد فرزندان دختر و پسر بود، چنانکه جنّ نیز به همین طریق، در حال ایجاد فرزندان مذکر و مؤنث بود. تا اینکه تعداد آنها به نود هزار رسید. باز هم تولید مثل را ادامه دادند تا اینکه تعداد آنها به تعداد ریگ بیابانها شد.

آنگاه ابلیس(که از طایفه جن بود) با زنی به نام لهبا(دختر روحا)، از طایفه جانّ ازدواج کرد. نتیجه ازدواج آنها چندین فرزند دو قلو شد، ابتدا دو فرزند به نام بیلقیس و طونه، پس از آن، دو فرزند دیگر به نام شعلا و شعیله، سپس دو فرزند به نام دوهر و دوهره، بعد از آنها دو فرزند دیگر به نام شوظا و شیظه، سپس دو فرزند با نام فُقطُس و فُقطُسه متولد شد. و بعد از آنها نیز فرزندان شیطان ملعون، آنقدر زیاد شدند که دیگر قابل شمارش نبود.

اقسام و انواع جن

شکی در این نیست که می‌‌توان با کمک از برخی اذکار و ادعیه و کارهای خاص که باعث آشکار شدن أجنّه می‌‌شود، صدای گفتگوی أجنه را شنید، و حتی آنها را دید. و این مطلب از امور قطعی است که از روایات بسیار زیادی استفاده می‌‌شود.

در روایاتی که معجزات پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه(ع) را نقل می‌‌کنند، حکایات و جریانات فراوانی در رابطه با دیدن و شنیدن صدای اجنه وجود دارد.

جنّ و شیاطین قدرت دارند که در حالات و مواقعی خاص، به صورت انسان نیز درآیند.

اقسامی از جن که حضرت سلیمان(ع) به شکلهای مختلف دید

وقتی خداوند متعال، اجنه را به تسخیر حضرت سلیمان(ع) درآورد، حضرت جبرئیل ندا زد:

ای أجنّه و شیاطین، به اذن خداوند متعال در خدمت حضرت سلیمان(ع) باشید.

اجنه و شیاطین از بیابانها و کوهها و سوراخها و درّه‌‌ها و دژها بیرون آمدند، در حالی که همگی می‌‌گفتند: لبّیک لبّیک.

ملائکه آنها را همانند گله گوسفند حرکت دادند تا با حالتی ذلیلانه نزد حضرت سلیمان آوردند.

در آن موقع أجنه، چهارصد و بیست گروه بودند.

حضرت سلیمان به آنها نگاه کرد، دید دارای خلقتها و شکلهای عجیبی هستند؛ با رنگهای سفید، سیاه، زرد، قرمز، و أبلق(سیاه و سفید). برخی از آنها به صورت اسب، برخی به صورت قاطر و برخی به صورت درندگان هستند. و دارای دُم و خرطوم و سُم و شاخ هستند.

حضرت سلیمان(ع) پس از مشاهده آنها، در مقابل خداوند متعال سر بر سجده گذاشت و عرضه داشت:

خدایا یک قدرت و هیبت و توانی به من عنایت کن، که بتوانم به اینها نگاه کنم.

پس جبرئیل نازل شد و فرمود: خداوند متعال به تو توان و نیرو عنایت کرد، از جایت برخیز. وقتی بلند شد، دید خاتم و انگشتری در دست اوست. در این هنگام تمام اجنه و شیاطین به سجده افتادند،‌ سپس سر بلند کردند و گفتند ای پسر داود، ما در خدمت تو و گوش به فرمان توایم.

حضرت سلیمان از آنها سؤالاتی در مورد دین و قبیله وفرقه و محل سکونت و خوراک آنها پرسید. آنها هم جواب دادند.

آنگاه به آنها فرمود: چرا با اینکه پدر همه شما یکی بوده که همان «جانّ» است، اینقدر شکل و ظاهر شما متفاوت است؟

گفتند: اختلاف شکل و ظاهر ما، بستگی به این دارد که چقدر مطیع ابلیس باشیم یا با او مخالفت کنیم، و اینکه چقدر با او همراه باشیم، و نیز اختلاف شکلهای ما بخاطر همخوابگی با فرزندان ابلیس است.

گفتگوی حضرت سلیمان با أجنه و مسئولیتهای مختلف آنها

وقتی خداوند متعال سلطنت و پادشاهی را در اختیار حضرت سلیمان(ع) نهاد، خداوند به تندباد دستور داد تا تمام شیاطین دنیا را به حضور حضرت سلیمان بیاورد.

حضرت سلیمان(ع) آنها را در شکلهای عجیب و غریبی دید. صورت برخی از آنها پشت سرشان بود و از دهان آنها آتش خارج می‌شد.

برخی از آنها همانند چهارپایان راه می‌‌رفتند. برخی از آنها دارای دو سر بودند. برخی از آنها سرشان، سر شیر و بدنشان، بدن فیل بود.

حضرت سلیمان نگاه کرد دید یک شیطانی نصف صورتش، به شکل سگ، و نصف دیگرش به صورت گربه بود و یک خرطوم دراز داشت.

به او فرمود: تو کیستی؟

گفت: من «مهر بن هفان بن فیلان» هستم.

فرمود: وظیفه تو چیست و چه کارهایی انجام می‌دهی؟

گفت: کار من غنا و آوازه خوانی است، کار دیگرم ساختن و خوردن شراب است، و من غنا و شراب خواری را برای انسان زیبا جلوه می‌‌دهم تا آن را مرتکب شود.

حضرت سلیمان دستور داد او را دستگیر کنند و به بند کشند.

بعد از آن، یکی دیگر از شیاطین بد شکل و سیاه به زشتی سگ، از مقابل حضرت سلیمان عبور کرد. در حالی که از هر موی بدن آن شیطان خون می‌‌چکید، و واقعا قیافه زشت و کریهی داشت.

حضرت سلیمان به او فرمود: تو کیستی؟

گفت: من «هلهال بن محول» هستم.

فرمود: تو مسئول چه کارهایی هستی؟

گفت: من مسئول جنگ و خونریزی هستم.

حضرت سلیمان دستور داد او را نیز دستگیر کنند و به بند کشند.

رو به حضرت سلیمان کرد و گفت: ای پیامبرخدا، مرا دستگیر نکن، من ظالمان و ستمکاران روی زمین را نزد تو حاضر می‌کنم، و عهد و میثاق می‌‌بندم که در مملکت تو فساد نکنم.

حضرت سلیمان از او میثاق گرفت و او را آزاد کرد.

یکی دیگر از شیاطین از مقابل حضرت سلیمان عبور کرد، به شکل میمون،‌ که دارای ناخن‌‌هایی به شکل داس بود، در حالی که یک بربط(از آلات و ادوات موسیقی) در دست داشت.

حضرت سلیمان به او فرمود: تو کسیتی؟

گفت: من «مُرّة بن حارث» هستم.

فرمود: تو مسئول چه کارهایی هستی؟

گفت من اولین کسی هستم که این بربط را ساختم و با آن نواختم. لذا هیچکس لذت لهو و موسیقی را نمی‌چشد مگر اینکه من این لذت را به او می‌دهم.

حضرت سلیمان دستور داد او را دستگیر کنند و به بند کشند.

اینها گروهی از اجنه و شیاطین بودند.

 

اقسام دیگری از اجنّه

از پیامبر خدا(ص) نقل شده که فرمود: خداوند متعال جن را پنج قسم خلق کرد: به شکل مار، به شکل عقرب، به شکل حشرات، به شکل پرندگان آسمان و به شکل انسان.

جنّ خیلی دوست دارد به شکل سگ ظاهر شود. و این بدان خاطر است که بنابر حدیثی که از پیامبرخدا(ص) نقل شده، خداوند سگ را از بزاق دهان شیطان خلق کرد. برای همین است که جن بیشتر مایل است به شکل سگ ظاهر شود.

به همین خاطر پیامبر خدا(ص) فرمود: سگها از جنهای ضعیف هستند، وقتی در حال خوردن غذایی هستید و یکی از آنها مقابل شماست، یا از آن غذا به آن سگ هم بدهید و یا آن را از آنجا برانید، چرا که آنها بد نَفَس هستند.

شاید برای همین است که در روایاتی وارد شده که سگهایی که سیاه خالص و یکدست هستند از اجنه هستند.

ابوحمزه ثمالى می‌‌گوید: همراه امام صادق(ع) بودم در میان مکّه و مدینه، ناگهان به سمت چپ خود رو کرد و سگى سیاه بود.

به او فرمود: تو را چه شده؟ چخبر است با این عجله و سرعت! و آن سگ سیاه مانند پرنده سرعت داشت.

به امام(ع) عرض کردم: جانم فدای شما، این چه بود؟

فرمود: او «عَثْم» بود، پیک اجنه است، اکنون هشام از دنیا رفته، و او می‌‌پرد تا خبر مرگش را به هر شهرى برساند.

و گاهی اجنه به صورت مرغابی سیاه ظاهر می‌‌شوند. لذا گاهی شیطان خود را برای فراعنه به صورت مرغابی سیاه ظاهر می‌‌کرد و آنها او را می‌پرستیدند.

و علت اینکه شیطان و اجنه بیشتر به رنگ سیاه ظاهر می‌‌شوند و به آن علاقه دارند، چون در رنگ سیاه، یک قدرت و حرارت خاصی است و بیشتر می‌تواند قوه‌‌های شیطانی را جمع کند.

 

غذای جن و پری

در روایت آمده است که جمعى از اجنّه خدمت رسول خدا(ص) رسیدند و تقاضاى کمک کردند. حضرت به آنها فرمود: شما می‌‌توانید از سرگینها و استخوانها استفاده کنید.

[البته اینکه اینها را برای استفاده به عنوان طعام دادند یا کارهای دیگر، معلوم نیست، ولی چون در روایت با تعبیر «مَتِّعْنَا فَأَعْطَاهُم‏» آمده است، و این تعبیر در مورد کارهای ارزشمند و مهم بکار می‌‌رود، می‌‌توان گفت برای طعام می‌‌باشد. و نگویید این چه کاری است که پیامبر(ص) به آنها اینها را برای طعام اعطا کردند و حال اینکه خیلی بد و زشت و ناهنجار است. چون می‌‌گوییم این امور(سرگین و استخوان) نزد ما انسانها بد است(تازه برخی از ما نه همه، چون برخی از انسانها از چیزهایی تغذیه میکنند که بسیار بدتر از سرگین است)، ولی با توجه به طبیعت و ذات اجنه، چه بسا این امور نزد آنها بسیار مطلوب باشد.]

در راویت دیگر وارد شده که پیامبر خدا(ص) از اینکه افراد پس از تخلّی، خود را با استخوان یا سرگین پاک کنند، نهی کردند و فرمودند اینها غذای برادران جن شما می‌‌باشد.

و نیز روایت شده است که با دست چپ خود آب و غذا نخورید، زیرا شیطان با دست چپ آب و غذا می‌‌خورد.

امام صادق(ع) در توصیف اجنه فرمود: اینها مخلوقاتی رقیق هستند که غذای آنها بوسیله بوییدن و نفس کشیدن است.

پس با توجه به این روایات، غذا خوردن اجنه؛ با بوییدن و نفس کشیدن و رایحه مواد را استشمام کردن است، نه جویدن و قورت دادن و خوردن.

و اجنه، غذایی را که مناسب حال و طبیعت و دین و مذهب آنها باشد می‌‌خورند.

و نیز روایت شده است که در سقف خانه هر مسلمانی، اجنه مسلمان زندگی می‌‌کنند، وقتی زمان غذای روز شود، پایین می‌‌آیند و با اهل خانه غذا می‌‌خورند، و وقتی زمان غذای شام شود نیز پایین می‌‌آیند و با آنها غذا می‌‌خورند، و خداوند بخاطر این اجنه، بلا را از اهل خانه دفع می‌‌کند.

البته این در صورتی است که جن مسلمان باشد.

اما اگر از شیاطین غیر مسلمان باشد، از غذای نجس و گوشتهایی که بدون نام خدا ذبح شده‌‌اند تغذیه می‌‌کند، مخصوصا از استخوان و خون.

به همین دلیل است که در بعضی از اقسام سحر، شخص ساحر، در محلی که می‌‌خواهد سحر انجام دهد، استخوان و سرگین نجس قرار می‌‌دهد و آن را به نام آن شیطانی که او را برای آن کار تسخیر کرده، مهر می‌‌کند، برای اینکه آن شیطان آنجا بماند و در کارش کوتاهی نکند. و در واقع این یک هدیه از طرف ساحر برای آن شیطان است در مقابل عملی که انجام می‌‌دهد.(از این کارهای حرام و فاسد به خدا پناه می‌‌بریم).

و لازم است بدانید که اجنه دارای نظر بد و نَفَس شر هستند، و لذا به آنچه در دست انسانها می‌‌بینند، از قبیل غذا و لباس و محل خواب و حتی آمیزش جنسی،‌ با چشم حسادت و خودخواهی نظر می‌‌کنند. [لذا در روایت وارد شده است موقع هر کاری مخصوصا عمل جنسی، بسم الله بگویید تا شیطان در عمل شما شریک نشود].

از امام زین العابدین(ع) نقل شده است که

/ 4 نظر / 23 بازدید
مژگان

ممنون مطالب خوب و خوندنی بودن. تشکر

زهرا

با اجازه یه کپی از مطالبتون گرفتم

prancess

کسی دعانویس غیر مسلمون سراغ داره؟خواهش می کنم اگه کسی رو سراغ دارید کمکم کنید.برای باطلیه طلسم و جادو می خوام.کارم انجام شه 500 شیرینی میدم09377420204 فرنیا هستم

حزلول

سلام ای انسانها.من ازطایفه جنیان هستم.نام من حزلول بن مهلال بن شهلیل است.یک راهنمایی برای شمادارم.ماراهرگزاحضارنکنیدوگرنه شمارومیخوریم.تمام....